الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
362
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
امّا كسى كه به خاطر داماديش متمايل شد « عبد الرحمن بن عوف » بود زيرا « عبد الرحمن » شوهر « امّ كلثوم » خواهر « عثمان بود » . امّا جملهء « مع هن و هن » « 1 » - با توجّه به اين كه واژه « هن » كنايه از كارهاى زشتى است كه گفتن آن ناخوشايند است - مىتواند اشاره به امور ناخوشايند ديگرى بوده باشد كه « عبد الرحمن بن عوف » در رأى دادن به « عثمان » انتظار آن را داشت مانند سوء استفادههاى مالى از بيت المال مسلمين و يا سلطه بر تودههاى مردم و يا به دست آوردن مقام خلافت بعد از « عثمان » و يا همهء اينها . از مجموع اين سخن ، روشن مىشود كه شورا در محيطى كاملا ناسالم برگزار شد و چيزى كه در آن مطرح نبود مصالح مسلمين بود و طبيعى است كه محصول آن به نفع مسلمين تمام نشود و حوادث دوران « عثمان » نشان داد كه چه خسارات عظيمى از اين ناحيه دامنگير مسلمين شد . سپس امام ( ع ) به نتيجهء نهايى اين شورا پرداخته ، مىفرمايد : « اين وضع ادامه يافت تا سومى به پا خاست در حالى كه از خوردن فراوان دو پهلويش بر آمده بود و همّى جز جمعآورى و خوردن بيت المال نداشت » ( الى ان قام ثالث القوم نافجا « 2 » حضنيه « 3 » ، بين نثيله « 4 » و معتلفه « 5 » ) .
--> ( 1 ) علماى لغت تصريح كردهاند كه « هن » به معنى فلان است و در جايى گفته مىشود كه انسان مىخواهد به چيزى ، سربسته اشاره كند ، به خاطر زشتى آن ، يا به دلايل ديگرى كه در نظر داشته . و معمولا اين واژه در امور بد و صفات زشت و ناخوشايند به كار مىرود و در نيكيها به كار نمىرود . ( 2 ) « نافجا » از مادهء « نفج » بر وزن « رفع » به معناى بالا آمدن و بالا آوردن است . ( 3 ) « حضن » به معناى پهلو . « و نافجا حضنيه » به كسى گفته مىشود كه پهلوهايش از تكبّر و يا از شكمخوارگى برآمده باشد . ( 4 ) « نثيل » از مادهء « نثل » ( بر وزن نسل ) در اصل به معناى خارج شدن چيزى از چيز ديگر و يا خارج كردن است و به مدفوع انسان و حيوانات اطلاق مىشود . ( 5 ) « معتلف » از مادهء « علف » به معناى جايگاه علف است و مجموع اين تعبير و تعبير قبل كنايه از كسى است كه پيوسته در فكر جمعآورى مال و مصرف آن است و به تعبير ديگر انباشتن و خالى كردن شكم است .